خود پلاسکو مدیریت شهرداری آتش نشانی

خود: پلاسکو مدیریت شهرداری آتش نشانی ریزش پلاسکو اخبار اجتماعی

مطابق بررسی‌ها، سه سوءتفاهم باعث شده است که سیاست‌گذاری ارزی در رونق اثرگذاری خود را از دست بدهد. سوءتفاهم نخست که ریشه مبنایی دارد، اعتقاد است زیاد کردن قیمت ا

سکوی ارزی جهش تولید

سکوی ارزی جهش تولید

عبارات مهم : سیاست

مطابق بررسی ها، سه سوءتفاهم باعث شده است که سیاست گذاری ارزی در رونق اثرگذاری خود را از دست بدهد. سوءتفاهم نخست که ریشه مبنایی دارد، اعتقاد است زیاد کردن قیمت ارز موجب تضعیف پول ملی می شود، حال آنکه در واقعیت سیاست تثبیت ارز، باعث تجمیع فشار تورم در اقتصاد شده است و در نهایت با جهش ارز، تضعیف پول ملی با شدت بیشتری رخ می دهد. سوءتفاهم دوم که ریشه مقایسه ای دارد، زیاد کردن قیمت ارز را با سیاست تضعیف مصنوعی پول ملی سایر کشورها مقایسه می کند.

حال آنکه در شرایط کنونی، قیمت ارز در تعادل نیست و زیاد کردن قیمت ارز به معنای حرکت به سوی تعادل و نه تضعیف مصنوعی هست. سوءتفاهم سوم که ریشه حمایتی دارد تاکید می کند که زیاد کردن قیمت ارز موجب زیاد کردن هزینه تولید می شود. این در حالی است که بنگاه هایی که ارزش افزوده بالایی ایجاد می کنند، به علت زیاد کردن قدرت مسابقه پذیری در مجموع از این سیاست سود می برند. مجموع این سوءتفاهم ها باعث شده است که اقتصاد کشور از یک ابزار کلیدی در جهت رونق اقتصادی محروم شود که در صورت هماهنگ سازی قیمت ارز با واقعیات اقتصاد، تولید می توانست از این سکو جهش کند. البته باید تاکید کرد تعدیل قیمت ارز، شرط مورد نیاز جهت ایجاد رونق در اقتصاد است و موازی آن، باید سیاست های پولی و مالی، اصلاح شوند؛ در غیر این صورت، سیاست ارزی، اثربخش نخواهد بود.

سکوی ارزی جهش تولید

نتایج بررسی های یک پژوهش نشان می دهد که زیاد کردن قیمت واقعی ارز به اندازه یک درصد در اقتصاد ایران، باعث رشد 64/ 0 درصدی در صادرات غیرنفتی می شود. این پژوهش تاکید می کند که زیاد کردن واقعی قیمت ارز شرط مورد نیاز جهت توسعه صادرات غیرنفتی است و جهت اثرگذار بودن این سیاست، باید سیاست های صحیح پولی و مالی جهت کنترل قیمت تورم و بدهی های دولت، صورت گیرد. دیگر یافته های این پژوهش حاکی از آن است که اثرگذاری اثر قیمت ارز واقعی بر صادرات غیرنفتی در کوتاه مدت کمتر از مقدار بلندمدت آن هست. در نتیجه سیاستگذاری باید بر اثرگذاری ملموس این سیاست، اعتمادسازی و برنامه ریزی بلندمدت باشد.

دو سوء تفاهم در قیمت ارز

یکی از بااهمیت ترین چالش های اقتصادی کشور، نبود یک نظام ارزی مناسب بوده است که از یکسو بتواند حمایت از تولید را به همراه داشته باشد و از سوی دیگر، از ایجاد شوک های قیمتی بپرهیزد. بعد از ثابت ماندن قیمت ارز در سال های 1392 و افت نوسان های ارزی، انتظار می رفت که قیمت ارز در یک مکانیزم مشخص جهت حمایت از صادرات زیاد کردن یابد، ولی با وجود اینکه قیمت تورم در سطح بالایی وجود داشت، قیمت ارز اسمی، با قیمت تورم تعدیل نشد و در حقیقت قیمت ارز واقعی حداقل در این سال ها زیاد کردن نیافته هست؛ بنابراین قیمت ارز اسمی از سطح تعادلی آن کمتر ارزیابی می شود و جهت رسیدن به سطح تعادلی و عدم اثرگذاری منفی جهت قدرت صادراتی، باید قیمت ارز واقعی زیاد کردن یابد.

مطابق بررسی‌ها، سه سوءتفاهم باعث شده است که سیاست‌گذاری ارزی در رونق اثرگذاری خود را از دست بدهد. سوءتفاهم نخست که ریشه مبنایی دارد، اعتقاد است زیاد کردن قیمت ا

اما در این مسیر دو سوء تفاهم وجود دارد، سوء تفاهم نخست به تفسیر زیاد کردن قیمت واقعی ارز بازمی گردد. بعضی به اشتباه تصور می کنند زیاد کردن قیمت واقعی ارز به معنای تضعیف ارزش پول ملی است.سابقه تاریخی نشان می دهد تعدیل های صورت گرفته در قیمت ارز و تاکیدهای مطرح شده است از سوی کارشناسان در واقع واکنشی به قیمت تورم انباشته شده است در اقتصاد کشور عزیزمان ایران بوده هست. در اقتصاد کشور عزیزمان ایران به واسطه اثر پذیری از سیاست های کج دار و مریز قیمت تورم در سطوح بالاتری از قیمت تورم جهانی بوده هست. اوج نگه داشتن ارزش ریال در برابر ارز کشورهای طرف تجارت موجب کم کردن قدرت خرید فعالان اقتصادی داخلی و دست اوج داشتن طرف های تجاری خارجی هست؛ بنابراین با نشانه حفظ قدرت مسابقه پذیری از زیاد کردن قیمت ارز واقعی سخن گفته می شود.

سوء تفاهم به مقایسه کشور عزیزمان ایران با بعضی کشورها از جمله چین بازمی گردد. به اعتقاد کارشناسان دفاع از زیاد کردن قیمت واقعی ارز در اقتصاد کشور عزیزمان ایران نباید با تضعیف مصنوعی دیگر کشورها که قیمت ارز خود را پایین تر از حد تعادلی نگه می دارند، یکسان انگاشته شود لیکن در کشورهایی مانند چین که ارز خود (یوآن) را در برابر سایر اسعار، به شکل مصنوعی نگه می دارند، قیمت واقعی ارز را بالاتر از سطح تعادلی نگه می دارند، ولی در اقتصاد کشور عزیزمان ایران زیاد کردن قیمت واقعی ارز جهت رسیدن به سطح تعادلی است و به منظور این است که حفظ قدرت مسابقه پذیری تولیدکنندگان داخلی در برابر سایر رقبای خارجی حفظ شود. در این خصوص بسیاری از کارشناسان معتقدند زیاد کردن قیمت ارز به میزان شکاف تورمی داخل و خارج، حداقل زیاد کردن قیمت ارز است و اوضاع را بدتر نمی کند، ولی جهت حفظ مزیت تجاری، این زیاد کردن باید زیاد از شکاف تورمی باشد. سوء تفاهم سوم به اثر زیاد کردن قیمت واقعی ارز بر هزینه های تولید بازمی گردد. بعضی تصور می کنند زیاد کردن قیمت ارز باعث می شود هزینه تولید کالاهای داخلی که مواد اولیه آن وارداتی است رشد داشته باشد.

عمده پژوهش های انجام شده است و اظهارنظر های کارشناسی تاکید دارداگر میزان ارزش افزوده ایجاد شده است در تولید کالا، کم باشد، چنین اتفاقی در بخش تولید رخ خواهد داد، ولی اگر میزان ارزش افزوده کالا اوج باشد، دیگر مزیت ها باعث خواهد شد که زیاد کردن قیمت ارز جهت تولیدکنندگان به صرفه باشد. به بیان دیگر، هرچند که با زیاد کردن قیمت ارز هزینه تولید زیاد کردن می یابد، ولی چون بخشی از ارزش نهایی کالای تولیدی منشأ داخلی دارد، مانند دستمزد، در نهایت با تضعیف پول ملی، کالای تولید داخل مزیت قیمتی بیشتری نسبت به کالای مشابه خارجی پیدا خواهد کرد و تقاضا جهت کالای تولید داخل با تضعیف پول ملی زیاد می شود؛ بنابراین به هیچ رو نمی توان این استدلال را پذیرفت که با تضعیف پول ملی تولیدکنندگان داخلی زیان می بینند. چین نمونه جالبی جهت رد این سوء تفاهم هست، این کشور بعد از آمریکا بزرگ ترین وارد کننده نفت به عنوان مواد اولیه تولید هست، ولی یکی از بزرگ ترین صادرکنندگان نیز به شمار می رود. در واقع با وجود وابستگی به نفت به عنوان مواد اولیه تولید و اوج نگه داشتن قیمت ارز، بازارهای صادراتی دنیا را در اختیار دارد.

سکوی ارزی جهش تولید

تفاوت قیمت ارز اسمی و واقعی

مطالعات بسیاری بر ضرورت تنظیم قیمت ارز جهت اصلاح صادرات غیرنفتی بررسی شده است هست. در این مطالعات بر تاثیر بررسی قیمت واقعی ارز تاکید شده است هست. در اقتصاد بین الملل، تفاوت میان قیمت اسمی و قیمت واقعی ارز از اهمیت خاص ای برخوردار هست. قیمت هاي اسمي ارز نرخي است که می توان با آن، قیمت پول يک کشور را با پول کشور ديگری مبادله کرد. ولی قیمت حقيقي ارز نرخي است که در آن قیمت مي توان کالاها و خدمات يک کشور را با کالاها و خدمات کشور ديگر مورد سنجش قرار داد.

مطابق بررسی‌ها، سه سوءتفاهم باعث شده است که سیاست‌گذاری ارزی در رونق اثرگذاری خود را از دست بدهد. سوءتفاهم نخست که ریشه مبنایی دارد، اعتقاد است زیاد کردن قیمت ا

در واقع قیمت واقعی ارز معادل قیمت اسمی ارز است که به میزان تفاوت تورم داخل و خارج کشور (کشورهایی که با کشور عزیزمان ایران رابطه تجاری دارند) تعدیل می شود؛ بنابراین اثر تورمی، در متغیر واقعی وجود ندارد. در حالی که قیمت ارز یک مفهوم پولی است و ارزش نسبی دو پول را مورد سنجش قرار می دهد. قیمت واقعی ارز، یک متغیر حقیقی است که قیمت نسبی کالاهای تجاری و کالاهای غیرتجاری را بررسی می کند. قیمت واقعی ارز، معیار خوبی جهت نشان دادن سطح مسابقه پذیری یک کشور در بازارهای جهانی هست، در حقیقت قیمت واقعی ارز هزینه کالاهای تجاری تولید شده است در داخل را اندازه گیری می کند. مکانیزم اثرگذاری قیمت واقعی ارز بر تجارت را می توان در دو حالت ترسیم کرد.در حالت اول زیاد کردن در قیمت واقعی ارز تولید کالاهای تجاری را سودآورتر ساخته و موجب انتقال منابع از بخش های غیرتجاری به سمت تولید کالاهای تجاری می شود. در برابر کم شدن قیمت واقعی ارز، منعکس کننده زیاد کردن هزینه تولید کالاهای تجاری در داخل کشور می شود و اگر تغییری در قیمت های نسبی دیگر کشورهای دنیا به وجود نیاید، این کم شدن قیمت واقعی ارز نشان دهنده تضعیف توان مسابقه بین المللی کالاهای ساخت کشور است.

تغييرات و تحولات نظام های ارزی در چند دهه گذشته باعث شده است است كه در عصر حاضر مقوله قیمت واقعی ارز بيش از گذشته به عنوان متغيری كليدی در سياست های اقتصادی خودنمايی كند. چنانچه قیمت واقعی ارز به طور مناسب و در مسير تعادلی تنظيم شود می تواند منشأ آثار مثبتی بر اقتصاد باشد و برعكس انحراف و شدت نوسانات آن، می تواند آثار منفی بر عملكرد اقتصاد بگذارد. در یک اقتصاد باز قیمت واقعی ارز به علت ارتباط متقابل آن با سایر متغیرهای اقتصادی، متغیری مهم به شمار می رود که سیاست های اقتصادی داخلی و خارجی و تحولات اقتصادی، تاثیرات بسیاری بر آن می گذارند؛ بنابراین قیمت ارز نیز متغیری است که می تواند عملکرد اقتصاد و متغیرهای اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهد.

سکوی ارزی جهش تولید

چالش های تثبیت قیمت واقعی ارز

در بین اقتصاددانان روی این عنوان توافق نظر وجود دارد که «تثبیت قیمت واقعی ارز» در سطحی نامناسب و انحراف آن از مسیر تعادلی، باعث کم کردن چشمگیر در رفاه ملی از طریق تاثیر نامطلوب بر عملکرد اقتصاد کلان می شود. مساله تنظیم قیمت ارز یکی از پرسشها اساسی و پیچیده در کشورهای در حال توسعه است لیکن تعیین ارزش پول ملی یک کشور براساس پول های خارجی، باید به شکلی باشد که باعث ارتباط هماهنگ اقتصاد داخلی با اقتصاد بین المللی شود.

حال اگر قیمت ارز، هماهنگ با تحولات و تغییرات اقتصادی تعدیل نشود، موجب انحراف قیمت واقعی ارز و تنظیم نامناسب آن شده است و باعث جهت گیری نامطلوب در سیاست های کلان اقتصادی می شود. در چند دهه گذشته، اقتصاددانان و سياستگذاران غالبا راجع به عملكرد قیمت های واقعی ارز در كشورهای دنیا سوم مطالعات زيادی داشته اند و اغلب اعتقاد بر اين دارند كه اعمال سياست های نامناسب قیمت ارز ازسوی بعضی كشورها، موجب تشديد بحران بدهكاری های بين الملل، وخامت وضعيت بخش كشاورزی، عدم تعادل تراز تجاری، عدم موفقيت سياست های اصلاحی و تعديلی در برطرف مشكلات اقتصاد شده است است.

امروزه مباحث مربوط به اتخاذ و اجرای سياست های مناسب قیمت ارز در كشور های در حال توسعه در حال گسترش هست؛ بررسی های تجربی صورت گرفته در بسياری از كشورها، به ويژه در كشورهای آسيايی و آفريقايی نشان می دهد كه ارتباطی نیرومند ميان انحراف قیمت واقعی ارز از مقدار تعادلی و عملكرد شاخص هايی نظير صادرات و رشد اقتصادی وجود دارد. سياست كاهش ارزش پول داخلی در برابر ارز های خارجی موجب افزايش در قيمت كالاهای خارجی نسبت به كالاهای داخلی می شود و در نتیجه مسابقه پذيری در بين صنايع داخلی و در سطح بين المللی را افزايش خواهد داد و در اين صورت مخارج از سمت كالاهای خارجی به سمت كالاهای داخلی حركت خواهد كرد.

اثر زیاد کردن قیمت ارز بر صادرات

یک پژوهش با عنوان «بررسی تاثیر قیمت ارز واقعی بر صادرات غیرنفتی ایران»، با استفاده از آمارهای سال 1358 تا سال 1388، با تصریح یک مدل مناسب از روش اقتصادسنجی VECM اثرات کوتاه مدت و بلندمدت قیمت واقعی ارز بر صادرات غیرنفتی را بررسی کرده هست. نتیجه های این پژوهش نشان می دهد که صادرات غیرنفتی از قیمت واقعی ارز تاثیر مثبت پذیرفته هست، براساس یافته های این پژوهش، زیاد کردن قیمت واقعی ارز باعث اصلاح صادرات می شود و در برابر فرضیه تحقیق مبنی بر «بی اثر بودن اثر قیمت ارز واقعی بر صادرات غیرنفتی» رد شده است است.

مطابق یافته های این پژوهش زیاد کردن قیمت واقعی ارز به میزان یک درصد، صادرات غیرنفتی را به میزان 64/ 0 درصد زیاد کردن می دهد که اثر مثبت این متغیر را بر صادرات غیرنفتی نشان می دهد. این پژوهش تاکید می کند که سیاست کم کردن ارزش پول داخلی در برابر ارزهای خارجی موجب زیاد کردن در قیمت کالاهای خارجی نسبت به کالاهای داخلی می شود؛ بنابراین مسابقه پذیری در بین صنایع داخلی در سطح بین المللی را زیاد کردن خواهد داد و مخارج از سمت کالاهای خارجی به سمت کالاهای داخلی حرکت خواهد کرد.

اثر ملموس در بلندمدت

دیگر نتیجه های این پژوهش نشان می دهد که اثر قیمت واقعی ارز بر صادرات غیرنفتی در کوتاه مدت کمتر از مقدار بلندمدت آن هست، که این عنوان به علت وجود تورم هست. در تایید این توصیه پژوهش مذکور باید بیان کرد که مشاهده اثر زیاد کردن قیمت ارز در رشد مستلزم اعتماد سازی و صبوری سیاست گذاران هست. تولید یک محصول خلق الساعه نیست که بی درنگ به زیاد کردن قیمت ارز تصویر العمل نشان دهد. سرمایه گذاری جهت ایجاد توان تولیدی نیازمند افق برنامه ریزی روشن هست. تنها زمانی اعتماد سرمایه گذار جلب می شود که افق سرمایه گذاری در بلندمدت روشن باشد و هیچ تولید کننده ای جهت بهره برداری از منافع مقطعی سرمایه گذاری نخواهد کرد.

پس مورد نیاز است سیاست گذار اعتماد تولید کنندگان را با تضمین مسابقه پذیری کالاهای داخلی در بلندمدت جلب کند. از طرف دیگر، فرآیند تولید زمانبر است و مشاهده اثرات زیاد کردن قیمت ارز در آمارها با وقفه اتفاق خواهد افتاد. از سوی دیگر، بی کشش بودن تجارت خارجی نسبت به قیمت ارز را شاید بتوان به دوره ای طولانی از قیمت واقعی ارز اوج مرتبط دانست. این پژوهش اثر تغییرات دیگر متغیرها در صادرات غیرنفتی را نیز مورد بررسی قرار داده هست. براساس یافته های این پژوهش، تولید ناخالص داخلی اثر مثبت بر صادرات غیرنفتی داشته هست. زیاد کردن ظرفیت تولیدی کشور، باعث رشد تولید در صنایع متفاوت از جمله بخش صادرات می شود. افزايش توليد علاوه بر تامين تقاضای داخلی، افزايش عرضه صادرات را نيز به دنبال خواهد داشت. دیگر بررسی های این پژوهش نشان می دهد، اصلاح درآمد جهانی، زیاد کردن در رابطه مبادله و بهره وری نیروی کار نیز در اصلاح صادرات غیرنفتی نقش دارد.

شرط مورد نیاز و نه کافی

پژوهش حاضر در بخش پیشنهادها بر این توصیه تاکید می کند که زیاد کردن قیمت واقعی ارز، به تنهایی نمی تواند در زیاد کردن صادرات غیرنفتی موثر باشد و می تواند شرط مورد نیاز جهت اصلاح صادرات نفتی باشد. در کنار این عنوان باید سیاست های مالی و پولی صحیحی اتخاذ کرد و عدم اجرای انضباط مالی در کشور که پیامد آن ایجاد کسری های بودجه لجام گسیخته هست، علاوه بر ایجاد مشکلاتی نظیر «افزایش تورم» و «بدهی های دولتی» باعث خواهد شد تا اثرات کم کردن ارزش پول داخلی بر صادرات غیرنفتی، آن چنان که باید، موثر واقع نشود.

در شرایطی که سیاست های اقتصادی دولت در جهت کنترل قیمت ارز پیش رود، خود به خود فشار بیشتری در جهت کم کردن ارزش پول داخلی (گران شدن ضمنی قیمت ارز) ایجاد می شود که در نتیجه با زیاد کردن قیمت مواد اولیه و شاخص باعث زیاد کردن قیمت کالاهای تولیدی و زیاد کردن قیمت های نسبی شده است و اثر منفی بر صادرات خواهد گذاشت. این رخدادی است که در سال 1391 و 1392 در اقتصاد کشور به وقوع پیوست و کنترل قیمت ارز در سال های قبل، موجب جهش قیمت ارز و قیمت مواد اولیه شد که در نتیجه روی تولید کشور در آن سال ها اثر منفی گذاشت.

اخبار اقتصادی – دنیای اقتصاد

واژه های کلیدی: سیاست | اقتصاد | اقتصاد | صادرات | اقتصادی | رونق اقتصادی | اخبار اقتصادی | اخبار اقتصادی و بازرگانی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs