خود پلاسکو مدیریت شهرداری آتش نشانی

خود: پلاسکو مدیریت شهرداری آتش نشانی ریزش پلاسکو اخبار اجتماعی

گت بلاگز اخبار حوادث اعتراف مستاجر به قتل برابر بازار روز

مرد میانسال که به علت اختلاف حساب 164 میلیون تومانی، صاحب خانه‌اش را با شلیک گلوله کشته بود، یک هفته بعد از دستگیری اعتراف کرد. متهم امروز با انتقال به محل جنای

اعتراف مستاجر به قتل برابر بازار روز

عبارات مهم : بازار

مرد میانسال که به علت اختلاف حساب 164 میلیون تومانی، صاحب منزل اش را با شلیک گلوله کشته بود، یک هفته بعد از دستگیری اعتراف کرد. متهم امروز با انتقال به محل جنایت صحنه قتل را در حضور بازپرس و کارآگاهان بازسازی خواهد کرد.

به گزارش جام جم، صبح 3 اردیبهشت امسال یکی از ماموران کلانتری 134 شهرک غرب با سجاد منافی آذر، بازپرس کشیک قتل دادسرای جنایی پایتخت کشور عزیزمان ایران تماس گرفت و از شلیک مرگبار به مردی 65 ساله برابر بازار میوه و تره بار در شهرک غرب، خیابان کاج خبر داد.

بازپرس جنایی همراه تیمی از ماموران اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت با حضور در آنجا مشاهده کردند این مرد بر اثر اصابت گلوله به گردنش به قتل رسیده هست. ماموران جسد را کنار خودروی پرایدی یافتند که در بازرسی از داخل ماشین مدارکی به دست آوردند که هویت مقتول را از آن طریق شناسایی کردند.

اعتراف مستاجر به قتل برابر بازار روز

همچنین ماموران در بازبینی دوربین های اطراف محل جنایت، تصویری به دست آوردندکه نشان می داد خودروی پژویی در چند قدمی مقتول توقف کرده و بعد صدای شلیک آمده و مرد 65 ساله نقش زمین شده است است.

ماموران اداره دهم پلیس آگاهی در جریان تحقیقات توانستند خانواده مقتول را شناسایی کنند. با احضار این خانواده به پلیس آگاهی، آنها مورد تحقیقات قرار گرفتند که معلوم شد، مقتول روز اتفاق شیشه شکسته ای را از منزل برداشته تا به سطل زباله بیندازد که دیگر بازنگشته است.

مرد میانسال که به علت اختلاف حساب 164 میلیون تومانی، صاحب خانه‌اش را با شلیک گلوله کشته بود، یک هفته بعد از دستگیری اعتراف کرد. متهم امروز با انتقال به محل جنای

در تحقیقات بعدی معلوم شد مقتول با مردی به نام ارسطو که مستاجرشان بوده اختلاف مالی داشته هست. همین سرنخ کافی بود تا ماموران به مرد مستاجر ظنین شوند. تحقیقات نشان می داد این مرد از زمانی که این جنایت رخ داده، ناپدید شده است هست. در مرحله بعدی معلوم شد مقتول با سلاح شکاری کشته شده است است.

ارسطو به عنوان تنها مظنون جنایت تحت تعقیب پلیس قرار داده شد تا این که هشت روز پیش زمانی که او به منزل پدری اش در شهر یزد رفته بود، شناسایی و با هماهنگی قضایی بازداشت شد. ماموران در بازرسی از منزل وی، تصویر هایی پیدا کردند که نشان می داد او سلاح شکاری داشته هست. متهم به قتل دیروز جهت ادامه تحقیقات به شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی پایتخت کشور عزیزمان ایران انتقال یافته شد و به تشریح ماجرای قتل صاحبخانه 65 ساله اش پرداخت.

ارسطو به بازپرس پرونده گفت: از بهمن 92 با پرداخت 135 میلیون تومان یکی از آپارتمان های مقتول را در شهرک غرب رهن کرده و همراه همسر و دخترم در آنجا زندگی می کردم. بعد از یک سال او به من گفت این پول را نمی تواند مهیا کند. بناچار من تا فروردین امسال در منزل او ماندم. من جهت این که مشکلی پیش نیاید، نزدیک به 30 میلیون تومان دیگر هم در قالب چند مرحله به او پرداخت کردم.

اعتراف مستاجر به قتل برابر بازار روز

او قولنامه ای را به من نشان داد که بر اساس آن، باید در این مدتی که در منزل اش مانده ام اجاره بپردازم. زمانی که متوجه این کارصاحبخانه شدم گفتم پول رهنم را بدهد که نپرداخت. در شورای حل اختلاف از او شکایت کردم که معلوم شد مدارک ارائه شده است او واقعی نبوده و محکوم شد پول رهن را بپردازد؛ ولی پول را نمی داد.

متهم به قتل ادامه داد: روز اتفاق می خواستم او را بربایم و تهدیدش کنم تا بدهی ام را بدهد. زمانی که او را برابر بازار میوه و تره بار دیدم صدایش زدم که بازگشت. خواستم سوار ماشین شود که قبول نکرد به همین خاطر به طرفش شلیک کردم.

مرد میانسال که به علت اختلاف حساب 164 میلیون تومانی، صاحب خانه‌اش را با شلیک گلوله کشته بود، یک هفته بعد از دستگیری اعتراف کرد. متهم امروز با انتقال به محل جنای

قتل یکدفعه ای رخ داد

اختلاف تو و مقتول فقط مالی بود؟

اعتراف مستاجر به قتل برابر بازار روز

بیشتر این اختلاف مالی بود. ولی علاوه براین مقتول اذیتم می کرد. او می خواست مرا مجبور کند ماهانه شش میلیون تومان اجاره بدهم.

بعد چه شد؟

در آن پرونده قضایی حکم به نفع من صادر شد.

چرا نقشه قتل او را کشیدی؟

من در مزرعه مان در شهرستان سلاح شکاری داشتم. بی آن که کسی با خبر شود، آن را به پایتخت کشور عزیزمان ایران آوردم. آن روز تصمیم داشتم او را به زور سوار خودرویم کنم و ساعاتی به گروگان بگیرم تا مرد صاحبخانه بترسد و خانواده اش مجبور شوند پول طلبم را بعد دهند. قتل یکدفعه ای رخ داد.

از روز جنایت بگو؟

او را از ساعت 9 صبح تعقیب کردم تا این که برابر بازار میوه و تره بار شهرک غرب صدایش زدم که به طرفم آمد. سلاح را سمتش گرفتم و گفتم سوار شو قبول نکرد و لوله سلاح شکاری ام را گرفت. همان موقع عصبانی شدم و بعد از مشاجره لفظی، ناگهان تیری به گردن او شلیک کردم. از وحشت بسرعت فرار کردم.

بعد از قتل کجا رفتی؟

به شهر بابک و یزد رفتم. دوباره چند روز بعد به پایتخت کشور عزیزمان ایران آمدم و مطمئن شدم صاحبخانه ام مرده هست، دوباره به منزل دیگر پدرم در یزد رفتم. من چون با مقتول اختلاف داشتم در شهرمان شایعه شده است بود چون او مرده بعد من قاتلم. نمی توانستم به آنجا بروم. در یزد ماندم. حتی یکبار ماموران به من زنگ زدند که تسلیم شوم ولی قبول نکردم.

واژه های کلیدی: بازار | جنایت | اختلاف | تحقیقات | ماموران کلانتری | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs